در پی این مطلب مسیح خواستم چیزی بنویسم که این خبر را دیدم.
خدا کند راست باشد.تا کی تنمان باید بلرزد؟
پ.ن: به صفحه ۳۱۲ کتاب "تجربه های ماندگار در گزارش نویسی/جان کری،ترجمه وتدوین علی اکبر قاضی زاده" با عنوان قصاص نگاهی بیندازید.
در پی این مطلب مسیح خواستم چیزی بنویسم که این خبر را دیدم.
خدا کند راست باشد.تا کی تنمان باید بلرزد؟
پ.ن: به صفحه ۳۱۲ کتاب "تجربه های ماندگار در گزارش نویسی/جان کری،ترجمه وتدوین علی اکبر قاضی زاده" با عنوان قصاص نگاهی بیندازید.
دانشجویان عزیزبه خاطر این که از سلامت عقلی خود مطمئن شوید علائم این بیماری را می نویسم:
۱.تمایل به خوابیدن زیاد واحساس کمبود خواب در کل شبانه روز.دوستانی که این علائم را دارند:خودم،ممل،سرندیپیتی،وروجک،الناز.
۲.تمایل ومیل درونی زیاد برای ۳بار دیدن دکتر مایک در شبانه روز،۲بار دیدن مجموعه سلام و علاقه ناگهانی به برنامه های "به خانه بر می گردیم"،"خانه ما" و "تصویر زندگی".شاخص ترین فرد این گروه خودم هستم بعد ممل.
۳.احساس نیاز شدید برای حضور در دانشگاه برای دیدن دوستان.دوستانی که این علائم را دارا هستند:باربابل،آنت،پینگو،جینا،هاشی موتو،کاکرو،مخمل وخودم.
۴.تمایل شدید به ددر وخرید.دوستان مبتلا:سرندیپیتی،خودم،الناز وآنت.
۵.بازی smsبا دوستان.مبتلایان:خودم،ممل،حنا،ماسکی.
۶.تمایل شدید به انجام حرکات موزون:ممل،الناز وخودم.
۷.احساس پشیمانی از درس نخواندن در طول ترم واین که حالا هم بخوانیم فایده ندارد.مبتلایان:همه دوستان.
با این همه امیدوارم که همه شما دوستان از لحاظ عقلی سالم بوده باشید ودر امتحان ها موفق
محمود احمدی نژاد:ذهن زیبا
حدادعادل:همشهری کین
محمدرضا باهنر:۲۱گرم
غلامحسین الهام:باغبان وفادار
فاطمه رجبی:همه مردان پادشاه
مسعود ده نمکی:آخرین سامورایی
حسنی:حس ششم
مصطفی پور محمدی:عروسی بهترین دوست من
لاریجانی:لورنس عربستان
ناطق نوری:برباد رفته
قالیباف:لوک خوش دست
سردار رادان:راننده تاکسی
سلیمی نمین:توهم بزرگ
"متون اسلامی" :با توجه به نظریات استاد محترم در این درس به کتاب زیاد نمی شود اتکا کرد.اگر حرفهای استاد را سر کلاس گوش کردید که عالیه وگرنه فقط توکل کنید.البته اگر دین شما اسلام است این درس رو نمی افتید ولی روی نمره بالای ۱۴ حساب نکنید.(در حین مطالعه این درس لطفا حتی لای کتاب مقدس باز نشود بخصوص غزل غزلهای سلیمان!)
"جامعه شناسی":بادر نظر گرفتن این که استاد محترم این درس زیاد اعتقادی به دموکراسی وحق نظر دیگران ندارند.در این درس فقط کتاب راهگشا است.باید سر فصل های کتاب "آنتونی گیدنز "را حفظ کنید چون استاد جلوی عنوان مطلب یک تو ضیح دهید می گذارد و شما باید آن را توضیح دهید.در ضمن از خواندن خلاصه پایان فصل ها هم غافل نشوید استاد به این مطالب اعتقاد خاصی دارد.برای محکم کاری می توانید روی صفحه اول تحقیق تان هم گل وبلبل وچشم وابرو بکشید.جواب میدهد.اما در این درس هم توکل فراموش نشود.چون این جا قضا وقدر بشدت حاکم است.
"ادبیات کهن ایران وجهان":متاسفانه در مورد این استاد محترم نمیشود به طور قطع نظر داد چون ایشان دست همه ما رو خوندند.در این درس باید به معلومات خودتان در این مورد اتکا کنید.دوسال پیش استاد از دانشجویان خواستند که هر چه را که در کلاس یاد گرفتند بنویسند وسال پیش چندتا از نمایشنامه های یونان باستان را نام برده اند و درمورد خلاصه آن پرسیدند.با توجه به این مطالب شاید پیشگو معبد دلفی بتواند کمکی در این باره بکند.(البته بنده ازاین که دوباره این درس را پاس کنم ناراحت نمی شم درس بسیار شیرینی ست.اگر شما هم در کنارم باشید خوشحال می شوم!)خلاصه این که ناامید نباشید.
"مبانی ارتباطات":استاد خیلی خوب درس دادند ولی خودشان هم فرمودند بسیار بد نمره می دهند با در نظر گرفتن اعتراف صریح استاد من پیشنهاد خاصی ندارم جز این که ایکاش از اول سال فکری برایش می کردیم.حالا بخونید سنگ مفت،گنجشک مفت.پول که نمی دهید.
"تاریخ نمایش ۱":این بار از پیشگو معبد دلفی هم کاری بر نمی آیدچون استاد به پیشگوها اعتقاد ندارند!متاسفانه ما دیر وارد این دانشکده شدیم قبلا استاد محترم از هر کس که پایین تر از ۱۵ نمره می گرفت دوباره امتحان می گرفتند ولی دوستان شورش را درآوردند واستاد را پشیمان کردند ازاین کارخیر.اما بد نیست نیم نگاهی هم به فیلم ۳۰۰ داشته باشید ومخالفت خود را از فرهنگ آمریکا و علاقه خود را به فرهنگ فرانسه نشان بدهید.ضرر نمی کنید.فکر کنم این روش جواب بدهد.
"ژوژمان":کار کنید فقط همین.تمیز هم باشد یک توضیح معقولانه هم برای کارتان داشته باشید.بچه های سال قبل این درس را با استاد پاس نکردند اطلاعات کافی در این مورد در دست نیست.شرمنده.
با آرزوی موفقیت
حالا دیگر فهمیده ام
که این گلو درد مزمن
بغض چند روزه ایست
که باید به نسخه ی دو سه قطره اشک
ـ اشکی که نیتش معلوم است ـ
مداوا شود.
"امیر آقایی"
ازساعت 12 نگاهم مدام پي ساعت مچي شيوا بود.از دوارده وبيست دقيقه به بعد ديگه رسمن بي خيال كلاس بودم.صداي زنگ برايم حكم تير شروع مسابقه رو داشت به سرعت باد مي دوم تا به آقاي اسماعيلي سلام كنم وبشينم سر مقر فرماندهي يا همان لژ دربه داغون ميني بوس مدرسه.
تا خود كويمان دعوا سر قرمز وآبيه و كل كل.نمي دونم چرا هيچكس نمي فهمه كه آبي رنگ عشقه و اين كه عابدزاده هم محبوبه واسه اين كه اول استقلالي بوده.البته لازم به گفتن نيست كه من هيچوقت كم نمي آورم!
...سرويس كه از گيت كوي رد مي شه همه مشتاقند كه برن سراغ ناهار خوشمزه اما من...تا تمام توت هاي رسيده محوطه سوم رونخورم ومامان، الناز رو دنبالم نفرسته عمرا سر سفره نمي رم.اهل خونه فكر مي كنند دير آمدن من به خونه واسه اينه كه از زير سفره انداختن در برم ولي نمي دونند كه چه كيفي دارد مزه شيرين توت تو صلات ظهر اهواز...
چه حالي داشت فوتبال با طعم توت.
سال 81 - تهران:
پيچوندن كلاس كار مشكلي نبود براي من.عذاب وجدان هم نداشتم لا اقل در نبود من شايد مسائل بغرنج الكترونيك صنعتي وپخش انرژي بدون پارازيت اضافه سر كلاس حل مي شدند.دانشگاه داخل يك برهوت بود با كلي باغ توت.
هر كسي كارم داشت به موبايلم زنگ نمي زد.يكراست مي آمد باغ سمت راستي دانشگاه.من بالاي درخت ها بودم يا روي زمين به دنبال توت.
چه حالي داشت مزه زندگي مستقل با طعم توت.
سال 86 -تهران:
از 16 آذر تا خود دانشگاه فرش شده با توت.نگهباني رو كه رد كني براي رفتن به سمت پرديس بايد كلي توت رو له كني وردشي.از بيرون پنجره كلاس كلي توت مي بينم كه بهم چشمك مي زنند ويادم ميارند فوتبال و غذاي خانگي ما مان وحس مبهم مستقل بودن.
يه چيزي تو سينه ام چنگ مي زند مي روم به سمت درخت توت اما يادم مي آيد كه اخطار اومده از مخابرات اگه قبض تلفن رو پرداخت نكنم تا 72ساعت ديگه تلفن خونه قطع مي شود.بايد دنبال سرويس كردن كولر باشم.
يك سر هم بايد برم بنگاه شايد يك سوئيت براي رهن كامل با متراژ پايين پيدا بشه.
فكر مي كنم چه حالي داره جلوي اين آپارتمان يك درخت توت باشه تا بعضي اوقات اين حس چنگ زدن تو سينه ام رو فراموش نكنم.
...دير نشده.مي تونم بازم زندگيم رو با طعم توت تجربه كنم.
فردا از نگهباني كه رد شدم...
این که از ده سال پیش دوم خرداد دیگر یک روز معمولی در تقویم این کشور نبود هیچ حرفی نیست.چه برای کسانی که دوم خرداد را دوست دارند چه کسانی که...
دوم خرداد ۱۳۸۶ روز تلخیست با وجود صورتهای خونین و آفتابه برگردن هموطنانم.یاریم نمی کند نوشتن این تلخی ها.پس از امید می نویسم.امید به دوم خرداد سال های بعد...