2.گربه ها رو دوست دارم.راستش از اول حیوانات رو دوست داشتم.پایین خونمون چند تا گربه هستن.از خونه الناز میومدیم به میثم گفتم بریم سوسیس براشون بگیرم اولش غر غر کرد اما بعد قبول کرد.رفتیم تو مغازه به فروشنده گفتیم دو عدد سوسیس از ارزون ترین سوسیست بده!
3.داشتم جریان بالا رو واسه بابام می گفتم که دیدم گربه هام اسم ندارن.بابام اسم گربه های دم خونه شون رو گذاشته:موش موش ,مموش(اسم بچه گی من!) و جو جو.حال می کنید ما چقدر به گربه بودنشون ارج می نهیم!
4.عروسی دوستم تو اهواز برام فوق العاده بود .از ذوق زدم زیر گریه.(الناز می گه تو عروسی من از این ندید بدید بازیا در نیاریا!).خوش بخت بشی سمیه جونم.
5.هفته پیش رفتیم با الناز لباس عروس براش ببینیم.یکی رو پرو کرد مثل فرشته ها شده بود. قرارشد همون رو بخره.فکر کنم بیش تر از خودش ذوقش رو دارم.
6.دو روز به تولد بیست و هفت سالگیم مونده.باورم نمیشه که ده سال پیش پیش دانشگاهی رو تموم کردم.ذوق ایشون رو هم ندارم که از جند روز قبل مدام از خاطرات بنویسم.انگار با نوشتن مجبورم این سرعت زمان رو قبول کنم و نمی خوام که این طوری بشه.
7.همیشه از عدد هفت خوشم میومده.باورم نمیشه هشت روز از این اتفاق می گذره و راحت داریم زندگی عادی می کنم.موندم تو جون سختیم.
8.هیچوقت معنی عملیات انتحاری رو نمی فهمم.حرکت تروریستی به هر منظوری محکومه.
