تبليغاتX
پابرهنه در بهشت

سکته قلبی بهروز بقایی دقایقی قبل از اجرای نقش در تئاتر.

 وای نه !باور نمی کنم.دیروز بود که با میثم برنامه رفتن به هملت با سالاد فصل رو گذاشتم وحالا... .

دعا کنید.منم دعا می کنم.همین.



+ نوشته شده در  سه شنبه نوزدهم آبان 1388ساعت 11:43  توسط شیرین ناز  | 

شهربانو ی عزیز من رو به یک بازی دعوت کرده بود که به خاطر مشغله نرسیدم آپ کنم.اما حالا می نویسم.قرار است در مورد ده چیزی که دوست داریم و ده تای دیگر که نمی خواهیم و دوست نداریم بنویسیم.

من اما از هر دو با هم می نویسم.

دوست دارم بدون شکستن دل میثم و بابا ومامان برم تو خیابان و مشت هایم رو گره کنم و خشمم را فریاد کنم.دوست دارم قبال از شب های تظاهرات انقدر با میثم یکی به دو نکنم.دوست دارم که دیگر کسی قسم ندهد به خاطر من...جون من...التماست می کنم...بتوانم بروم همدوش هموطن هام در خیابان.دوست دارم اگه قراره بمیرم برای وطنم باشه.دوست دارم بدون تذکر همسایه ها که_ از ترس لباس شخصی ها نمیذارند ا...اکبر بگوییم_بروم پشت بام و فریاد بزنم بزرگی خدا را وبه از او یاری به طلبم.

دلم می خواهد ایران سبزم از قرمزی خون جوانانش پاک شود و به سفیدی صلح برسد.


+ نوشته شده در  پنجشنبه چهاردهم آبان 1388ساعت 12:56  توسط شیرین ناز  |